مير تقي الدين كاشاني

35

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

در عجم ديّار كى ماند چنين ، كاهل عجم * بهر پابوست به هم دادند دست اتّفاق نقد جان بهر نثارت بر كف اينك مىرسند * با درون پر ز شوق و با دل پراشتياق چون سخن رانيم كاندر ملك ايران پست شد * قصرهاى سر به كيوان سودهء گردون رواق شاه فرمانده كه شد با نوعروس بخت جفت * آن‌كه سازد رشك نه طاق اين سپهر چار طاق ما از آن شادى چو بگشاييم چشم از خواب غم * غلغلى يابيم كافتاده‌ست در ملك عجم * * * دور باش از خسروان خيزد كه جم اينك رسيد * رايت كيخسرو ملك عجم ، اينك رسيد گشت پيدا چتر شاهنشاه گردون احترام * وارث تخت شه يثرب حرم ، اينك رسيد شاه عادل شاه اسمعيل بن طهماسب شاه * با جهان حشمت و خيل حشم ، اينك رسيد آن‌كه پيش از شاهى عالم ز حيث پردليش * در ميان پادشاهان شد علم ، اينك رسيد آن‌كه خصم از بيم تيغش با وجود كام دهر * باشد از جان آرزومند عدم ، اينك رسيد رفت اگر از ملك عالم آن شه جنّت مكان * شكر للّه كآمد اين شاهنشه گيتىستان * * *